الملا فتح الله الكاشاني

55

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

مزه لِلشَّارِبِينَ مر آشامندگان را . لا فِيها نيست در آن شراب غَوْلٌ فسادى و آفتى كه بر خمر دنيا مترتب است چون رفتن عقل و هذيان و عربده و صداع و قى و غير آن وَ لا هُمْ عَنْها و نيستند بهشتيان كه از خوردن آن شراب يُنْزَفُونَ مست شوند و عقل ايشان زايل گردد . وَ عِنْدَهُمْ و نزديك ايشان باشد زنانى كه قاصِراتُ الطَّرْفِ كوتاه كنندهء نظر باشند يعنى چشم خود را مقصور ساخته باشند بر شوهران و به ديگران ننگرند يا از روى غنج و دلال چشم نگشايند عِينٌ فراخ چشمان باشند يا آنكه در سواد چشم و بياض آن بمرتبه كمال باشند . كَأَنَّهُنَّ گوئيا آن زنان در صفاى بشره و سفيدى اندام بَيْضٌ مَكْنُونٌ مثل بيضهاى شترمرغ‌اند كه پوشيده شده باشند و عادت شترمرغ آنست كه بيضه را بپر خود بپوشاند تا غبارى بر آن ننشيند و متغير نگردد و از گرد هوا و حرارت آفتاب رنك نگرداند و اين بهشتيان بر بالاى تختها نشسته باشند و حوران در برابر ايشان ايستاده باشند و كاسهاى شراب بر ايشان گردانند و ايشان آن را فرا گيرند و با يكدگر مكالمه كنند و ماجرائى كه در دار دنيا بر سر ايشان گذاشته باشد يكدگر را خبر دهند . فَأَقْبَلَ پس روى آورند بَعْضُهُمْ بعضى از ايشان عَلى بَعْضٍ بر برخى ديگر يَتَساءَلُونَ سؤال كنند از احوال يكدگر يعنى هر يك از ايشان از انعامى كه خدا به او كرامت فرموده باشد مصاحب خود را خبر دهد . قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ گويد گويندهء از ايشان مر ياران خود را إِنِّي بدرستى كه من وقتى كه در دنيا بودم كانَ لِي قَرِينٌ بود مرا هم‌نشينى كه منكر بعث بود و اين قرين بقول مجاهد از شياطين است و بقول ابن عباس از انس و گويند اين آيه در شان مرديست كه همهء مال خود را تصديق نمود بعد از آن محتاج شد و او را رفيقى كافر بود او را گفت كه مال تو كجا رفت او در جواب گفت كه در راه خداى تصدق نمودم تا در آخرت بهتر از آن به من عوض دهد او سوگند ياد كرد كه در آخرت عوض اين به تو نخواهد رسيد و بعث و نشور نخواهد بود و نزد مقاتل ايشان دو برادر بودند كه در سورة الكهف سمت ذكر يافته‌اند آنكه كافر است نام او قطروس است و آنكه مؤمن است يهودا و بهر حال مرد مؤمن در بهشت با رفيقان خود گويد كه مرا در دنيا جليسى بود كه سرزنش‌كنان . يَقُولُ ميگفت به من أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ آيا تو از جملهء تصديق كنندگان حشر و باور دارندگان نشرى . أَ إِذا مِتْنا آيا چون بميريم وَ كُنَّا تُراباً و گرديم خاك وَ عِظاماً و استخوانهاى پوسيده و ريزيده أَ إِنَّا آيا ما آنهنگام كه به اين